۲۳ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۶:۳۵
موسیقی آئینی هندو در پاکستان

تقسیمِ شبه‌قاره این جهان را گسست. سیاست‌های دولتیِ پس از استقلال، همراه با تعصب‌های اجتماعیِ گسترده‌تر، اشکال آشکارِ فرهنگ هندو را از زندگی عمومیِ جریان اصلی کنار زد. این پویش‌ها موسیقی آیینی را محو نکرد، اما شیوهٔ زیستِ آن را دگرگون ساخت.

در پاکستان، اقلیت هندو عمدتاً در ایالت سند و جنوب پنجاب زندگی می‌کند و جمعیت‌های کوچک‌تری نیز در بلوچستان و خیبرپختونخوا حضور دارند. برآورد می‌شود بیش از پنج میلیون هندو (شامل جوامع جاتی و کاست‌های فهرست‌شده) در کشور زندگی کنند که آنان را به بزرگ‌ترین اقلیت غیرمسلمان پاکستان بدل می‌کند.

گروه‌های جاتی مانند برهمن‌ها، راجپوت‌ها، تاکورها، لوهاناها و ماهشوری‌ها معمولاً شهری‌تر و اثرگذارترند و اغلب در تجارت، پزشکی یا حقوق فعالیت دارند. کاست‌های فهرست‌شده که در میانهٔ قرن بیستم به‌طور قانونی تعریف شدند، شامل مهگوار، کولی، بهیل، اود، باگری، بالمیکی و دیگران‌اند.

این گروه‌ها اکثریت هندوان پاکستان را تشکیل می‌دهند، اما با محرومیت‌های چندلایه روبه‌رو هستند: دین آنان را در حاشیهٔ اکثریت ملی قرار می‌دهد و کاست، آنان را در حاشیهٔ جامعهٔ هندو. کرسی‌های رزروشده برای هندوان در ساختار حکومتی به‌ندرت بازتاب‌دهندهٔ این اکثریتِ پایین‌کاست است و نرخ سواد در میان زنانِ کاست‌های فهرست‌شده از پایین‌ترین‌ها در جنوب آسیاست.

از جمله سنت‌های فرهنگی که زیر فشارهای اجتماعی و سیاسی آسیب دیده، موسیقی آیینیِ هندو است؛ سنتی با ریشه‌های ژرف در منطقهٔ سند. مفهوم کهنِ «نادا برهما» ــ این ایده که آفرینش ذاتاً صوتی است ــ هنوز الهام‌بخش عملِ عبادی است.

بنیان‌های موسیقی هندو در ادبیات ودایی قرار دارد؛ جایی که ذکرِ هجایی، ملودی و حرکت در هم آمیخت و «سانگیتا» را پدید آورد. با گذر زمان، جنبش بهکتی مشارکت را از طریق سرودهای بومی برای همهٔ جوامع گسترش داد و زیبایی‌شناسیِ شاعرانهٔ آن، که با نظریهٔ «راس» توصیف می‌شود، بیان عاطفی و معنوی را شکل داد.

پیش از ۱۹۴۷، این منطقه قرن‌ها شاهد تأثیرپذیریِ متقابلِ فرهنگیِ هندوان و مسلمانان بود و محیطی هنریِ مشترک آفرید که گاه با عنوان «تهذیب گنگا–جمنا» از آن یاد می‌شود. در چنین فضایی، هویت‌های موسیقایی سیال بود و رپرتوارهای عبادی میان جوامع رفت‌وآمد می‌کرد.

تقسیمِ شبه‌قاره این جهان را گسست. سیاست‌های دولتیِ پس از استقلال، همراه با تعصب‌های اجتماعیِ گسترده‌تر، اشکال آشکارِ فرهنگ هندو را از زندگی عمومیِ جریان اصلی کنار زد. این پویش‌ها موسیقی آیینی را محو نکرد، اما شیوهٔ زیستِ آن را دگرگون ساخت.

موسیقی آئینی هندو در پاکستان

اجراها به معابد، خانه‌ها و گردهمایی‌های اجتماعی منتقل شد. سازها ساده‌تر و مردمی‌تر گردید. سرودها به زبان‌هایی چون سندی، داتکی، مارواری، گجراتی و اردو راه یافت. سنت، برای بقا در فضاهای کوچک‌تر، خود را تطبیق داد.

معابد هندو نیز روایت موازیِ تداوم و افول را بازمی‌تابانند. هنگامِ تقسیم، بیش از چهارصد معبدِ بزرگ وجود داشت. امروز، مراکز فعال عمدتاً در سند متمرکزند، در حالی‌که بسیاری در پنجاب، خیبرپختونخوا و آزادکشمیر غیرفعال، تغییرکاربری‌یافته یا در وضعیت باستان‌شناختی‌اند.

سند همچنان قلبِ حیاتِ هندو است. کراچی بزرگ‌ترین جمعیت هندو را در خود جای داده، اما حضورِ عبادیِ آن آرام‌تر از آن است که اعداد نشان می‌دهند. معابدی چون وارون‌دِو، شری سوامینارایَن، شری پانچ‌موخی هانومان، شری لکشمی‌نارایَن و شری رتنشور مهادو از معدود مکان‌های عمومی در کلان‌شهری گسترده‌اند. حیدرآباد جوامع معبدی کوچک‌تری دارد و معبدِ جزیره‌ایِ سادهو بلا در سکر همچنان کانونی معنویِ مهم است.

سندِ روستایی، به‌ویژه عمرکوت و تهرپارکر، تصویر دیگری عرضه می‌کند. آوازهای عبادی در عروسی‌ها، برداشت محصول و گردهمایی‌های عصرگاهی تنیده شده‌اند. کودکان ملودی‌ها را از راه انتقال شفاهی، اغلب از مادران و مادربزرگ‌ها، می‌آموزند.

موسیقی آئینی هندو در پاکستان

پنجاب روزگاری فرهنگِ معبدیِ پویایی داشت، اما امروز بیشتر مکان‌ها غیرفعال‌اند. تنها شمار اندکی در لاهور، راولپندی و ملتان در روزهای جشن گشوده می‌شوند و مجموعه‌های تاریخیِ مهمی چون پرهلادپوری، کاتاس‌راج و تیلا جوگیان به‌عنوان یادگارهای جغرافیای مقدسِ کهن باقی مانده‌اند.

در خیبرپختونخوا تنها چند معبد، از جمله گورکنات در پیشاور و تِری در کرک، مرمت شده‌اند. شاردَه‌پیت در آزادکشمیر، که زمانی مرکز بزرگِ دانش بود، اکنون در منطقه‌ای دشوار نزدیک خط کنترل قرار دارد.

جشن‌ها زمان‌هایی‌اند که صدای عبادی دوباره به فضای باز گسترش می‌یابد. زیارتِ هینگلاج در بلوچستان هزاران زائر را از پارک ملی هینگول تا زیارتگاهِ هینگلاج ماتا می‌کشاند؛ جایی که حرکتِ آیینی با طبل‌ها، ذکرها و غسل‌های جمعی در رود درمی‌آمیزد.

در سند، «راماپیر میلا» رام‌دِو پیر را با راه‌پیمایی‌های روزانه و آوازِ پیوسته گرامی می‌دارد و آیین‌های «چِتی چاند» و «چَلیهو صاحب» با سرودهای شبانه و عبادتِ عمومی، جوله‌لال را پاس می‌دارند.

این رویدادها نشان می‌دهند که موسیقی آیینی چگونه از زیبایی‌شناسی‌های منطقه‌ایِ مشترک نیرو می‌گیرد. در بخش‌هایی از بلوچستان و سند، برخی الگوهای ذکر با آنچه در سنت‌های عبادیِ مسلمانانِ محلی شنیده می‌شود هم‌آواست و از داستانی موسیقایی حکایت می‌کند که دیرزمانی از مرزهای دینی فراتر رفته است.

موسیقیدانانِ محلی نقش مهمی در تداوم این رپرتوار دارند. در تهرپارکر، بهگت بوگرو مال و دیگران تبارهای شاعرانه‌ای را زنده نگه می‌دارند که لحن‌های فولکلورِ راجستانی را با مضامین عبادیِ هندو درهم می‌تند.

در عمرکوت، موسیقیِ وابسته به راماپیر با طبل‌نوازیِ ریتمیک پیوند دارد که هم جشن و هم خلسه را جان می‌بخشد. آشرمِ سنت نِنورام در سند نشان می‌دهد چگونه آوازِ عبادی می‌تواند با خدمتِ اجتماعی درهم‌تنیده شود و بازدیدکنندگانی از ادیان گوناگون را جذب کند.

موسیقی آئینی هندو در پاکستان

در استان‌های دیگر، موسیقیِ آیینی آرام‌تر و خصوصی‌تر است، اما همچنان ساختارهای ملودیکِ مشترک با سبک‌های منطقه‌ای را حفظ می‌کند و از راه حافظه و انتقال شفاهی، شیوه‌های کهن را نگاه می‌دارد.

محیط‌های شهری لایهٔ دیگری می‌افزایند. در کراچی و حیدرآباد، معابد آیینِ آرتی و سرودهای شامگاهی را به‌طور منظم ــ غالباً در فضای بسته و با مدیریت نزدیک ــ برگزار می‌کنند. کاربرد زبان دگرگون می‌شود: سرودهای اردو در کنار سندی می‌آیند و جایی که موسیقیدان کم است، ذکرهای ضبط‌شده جای خالی را پُر می‌کند.

جوانان اغلب متن‌های عبادیِ سنتی را با ملودی‌های آشنای فیلمی یا فولکلور درمی‌آمیزند. این بیش از آنکه زوال باشد، نوعی مذاکره است؛ زندگیِ شهری، دغدغه‌های امنیتی و مخاطبانِ مختلط، عملِ موسیقایی را بازشکل می‌دهند بی‌آنکه هدفش را بزدایند.

جنسیت در این دگرگونی نقش مهمی دارد. در سندِ روستایی و عمرکوت، زنان پیشگامِ سرودهای صبحگاهی و شامگاهی‌اند و ساده‌ترین قالب‌های ملودیک را به کودکان می‌آموزند. در کراچی، گروه‌های بهجنِ زنان در عروسی‌ها و ایام ناوراتری اجرا دارند.

این مشارکت بازتوزیعِ اقتدارِ آیینی را بازمی‌تاباند؛ فرایندی که کمتر از سیاست رسمی و بیشتر از ضرورت، آموزش و ابتکار برمی‌خیزد.

رسانه‌های دیجیتال مسیر دیگری گشوده‌اند. هندوانِ جوان آوازهای معبدی را با تلفن‌های هوشمند ضبط و از طریق یوتیوب و فیس‌بوک منتشر می‌کنند و به دیاسپورا می‌رسند که با حمایت پاسخ می‌دهد.

در تهرپارکر، «آکادمی موسیقیِ بهگت بوگرو مال» کودکان را در نواختن هارمونیه، دهولک و کرتال آموزش می‌دهد و اجراها را به‌طور منظم آنلاین می‌گذارد. این سکوها به سنت‌هایی که زمانی به حیاط‌ها یا نیایشگاه‌های کوچک محدود بودند، امکان گردش گسترده می‌دهند.

سازمان‌های جامعهٔ مدنی نیز از این زیست‌بومِ شکننده پشتیبانی می‌کنند. «شورای هندوهای پاکستان» که در ۲۰۰۵ تأسیس شد، برای آزادی دینی کنشگری می‌کند و در تهرپارکر مدرسه اداره می‌کند؛ در حالی‌که «پنجایت هندوهای پاکستان» بر حفاظت از معابد، آموزش و زندگی آیینیِ جامعه تمرکز دارد.

این تلاش‌ها چالش‌های باقی‌مانده را از میان نمی‌برد. زنان در برخی فضاها هنوز با محدودیت روبه‌رو هستند، جوانان باید هویت خود را در عرصهٔ عمومی مدیریت کنند و آموزگاران غالباً منابع کافی برای رسمی‌سازیِ آموزش ندارند.

با این همه، حضورِ این نهادها نشان از تاب‌آوریِ فرهنگی دارد. موسیقی آیینی دیگر صرفاً به متخصصانِ موروثی وابسته نیست؛ اکنون از خلال زنان، کودکان، حرفه‌مندانِ شهری و میانجی‌های دیجیتال زندگی می‌کند.

موسیقی آئینی هندو در پاکستان

این صداها بیش از عبادت را بازمی‌گویند؛ حاملِ حافظه و هویت‌اند. پژوهشگرانی چون جیمز سی. اسکات توضیح داده‌اند که جوامع چگونه از طریق کنش‌هایی که ظاهراً خصوصی‌اند، معنای جمعی را نگاه می‌دارند.

یک سرودِ آرام در معبدِ روستایی چنین می‌کند: بی‌مواجهه، تعلق را تأیید می‌کند. موسیقی همچنین از راه تجربهٔ عاطفیِ مشترک ــ آنچه جامعه‌شناسان گاه «شور جمعی» می‌نامند ــ جامعه و امید را پایدار می‌سازد.

جشن‌هایی چون دیوالی، جانمشتَمی، ناوراتری و هولی این اثر را تقویت می‌کنند. در دیوالی، معابد با چراغ‌ها و صداها می‌درخشند؛ تولدِ کریشنا با آوازهای بازیگوشانه گرامی داشته می‌شود؛ ناوراتری متن‌های عبادی را با حرکتِ جمعی می‌آمیزد و هولی رنگ را با سرودهای فولکلورمحور در هم می‌تند.

زبان هم ظرف بوده و هم سپر. با عقب‌نشینیِ سانسکریت از کاربرد روزمره، زبان‌های بومی چون سندی، راجستانی، پنجابی و اردو بارِ عبادی را به دوش کشیدند. این جابه‌جاییِ زبانی، سرودهای مقدس را درون جوامع هندو دسترس‌پذیرتر و برای پیرامونیان کمتر «بیگانه» کرد.

مهاجرت ادامه دارد و به‌رسمیت‌شناسیِ عمومیِ سهم هندوان در تاریخ فرهنگیِ پاکستان محدود مانده است. با این حال، موسیقی آیینی پایدار مانده و راگ‌ها و مُدهای فولکلوری را حمل می‌کند که پیش از مرزهای مدرن وجود داشته‌اند.

این موسیقی کثرت‌گرایی را نه به‌صورت ایدئولوژی، که در عملِ زیسته الگو می‌نهد و یادآور می‌شود که میراث فرهنگیِ پاکستان گسترده‌تر از روایت‌های مسلط آن است. داستانِ موسیقی آیینیِ هندو در پاکستان صرفاً روایتِ فقدان نیست؛

بلکه حکایتِ سازگاری، خلاقیت و پایداریِ آرام است. در معابد، جشن‌ها، حیاط‌ها و خانه‌ها، این سنت‌ها همچنان نفس می‌کشند و با این کار نشان می‌دهند که خاکِ فرهنگیِ پاکستان همواره حاملِ دانه‌ها و تبارهای بسیار بوده است.

https://tribune.com.pk/story/2588942/songs-of-belief-and-belonging

کد خبر 26081

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 4 =